حکایت محمود و مرد مستجاب الدعوه!
هنوز دیدگاهی نرسیده تاکنون
بیان دیدگاه
گویند درویشی مستجاب الدعوه پدید آمد.
محمود را خبر کردند.
بخواندش و گفت:دعای خیری بر من بکن.
گفت:خدایا جانش بستان!
گفت:از بهر خدا این را چه دعاست؟!
گفت : دعای خیر است تو را و جمله مسلمانان را
ای زبر دست ریر دست آزار
گرم تا کی بماند این بازار
به چه کار آیدت جهانداری؟
مردنت به که مردم آزاری
بیان دیدگاه
هنوز دیدگاهی نرسیده تاکنون
بیان دیدگاه
بیان دیدگاه
Line and paragraph breaks automatic, e-mail address never displayed, HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>